تبليغاتX
برگرد و عاشق خودت شو -

برگرد و عاشق خودت شو

سینا دوست داشتم دوباره بیای...
ایجا که دیگه خونه خودت بید.
همیشه یه چیزهایی پیش میاد که باعث ناراحتی میشه. این عادی بید
وگر نه دیگه گذشت معنی نداشت.
در ضمن من خیلی دوست داشتم حرفهات رو گوش بدم، باور کن. بیشتر بشناسمت.
حرفهات برام جالب بود.
درسته نمی تونم کمکت کنم و کوچیک تر از اونی هستم که چیزی بلد باشم
ولی اینطوری خودت راحت تر میشدی.
نمی دونم چرا فکر می کنی که اگه بری پیشه عموت راحت میشی یا آرامش پیدا میکنی
به خدا اینجا خیلی ها هستن که بخوان تو درد دل کنی.
ولی تو اول باید اون قضییه عاشق شدن رو از یاد ببری، گذشت کن و بخواه که اونهم تو رو ببخشه
چون دوتایی تون از همدیگه ناراحت شدین.
الان هیچ کدومتون وضع روحیه مناسبی ندارید
پس همدیگر رو زجر ندید.
همدیگر رو ببخشید و این ناراحتی رو از یاد ببرید.
حتی اگه می خوای بری قبلش آرامش پیدا کن و به اون هم آرامش بده.


 

+ نوشته شده در  جمعه یکم تیر 1386ساعت 10:40  توسط -